تبليغات X
داستان

شوق دویدن

" ویلما " دختر یک کارگر سیاه پوست مزرعه بود که در المپیک ملبورن در سن شانزده سالگی مدال برنز دوی 400 متر امدادی را کسب کرد و 20 ساله بود که در المپیک رم سه مدال طلا کسب کرد و رکورد جهانی دوی 100 متر را نیز از آن خود کرد.                                                                                                      

او یک اعجوبه تمام عیار بود. " ویلما " فرزند هفدهم خانواده ای بود که نوزده فرزند داشت. او از چهار سالگی فلج شد و تا هفده سالگی نمی توانست به خوبی راه برود. او در خانواده ای زندگی می کرد که از نظر تغذیه وضع مناسبی نداشتند. " ویلما " می گوید: « دویدن را به این علت خوب یاد گرفتم که مجبور بودم برای زودتر رسیدن به سر میز غذا بدوم, والا چیزی برای خوردن به من نمی رسید, چون هجده خواهر و برادر دبگر من زودتر از من می رسیدند. من دویدن را ذاتاً دوست دارم. از کودکی یک میل عجیب به دویدن در من وجود داشت چون سلامتی خود را در دویدن می دیدم. می دانید که من بیماری سختی را در کودکی گذرانده ام. در اثر مخملک و ذات الریه فلج شدم و بازگشت به زندگی عادی برایم ساده نبود. »                                                  

راستی کدوم یکی از ما...!!! دوستان ادامه جمله را شما بگید منتظر پاسخ های هوشمندانه شما هستم با تشکر شکیبا.

|لينك ثابت| نوشته شده توسط شکیبا در 21 تير 1387 و ساعت 03:12 ارسال نظر


[ آخرین صفحه ] [ صفحه 15 از 29 ] [ صفحه بعد ]